تبليغاتX
...  زپا افتاده ام...ای خدا...

 


 

نوشته شده توسط کیوان در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 16:30 موضوع | لینک ثابت


 

 


 

نوشته شده توسط کیوان در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 15:17 موضوع | لینک ثابت


می دانستم که نیستی

اما باز منتظرت می شدم

لحظه ها را پس می زدم

تا به لحظه امدنت برسم

گریه ها را جمع می کردم

شاید دل سنگ تو را بسوزانند

چشم هایم را به زمین می دوختم

تا گام های خسته ات را بر انها بگذاری

و برایت می مردم

شاید زودتر تنهایی ام را خسته کنی.......


 

نوشته شده توسط کیوان در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 15:13 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting