که تر گفت به ارباب وفا حرف مزن

چین بر ابرو زن و یک بار با ما حرف مزن

درد من گشته شمشیر بلا می داند

سوز من سوخته داغ جفا می داند

مسکنم ساکن صحرای فنا می داند

همه کس حال من بی سر و پا می داند

پاکبازم همه کس طور مرا می داند

عاشقت همچون منت نیست خدا می داند

 


 

نوشته شده توسط کیوان در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 17:3 موضوع | لینک ثابت