![]()
مرا در بیستون بر خاک بسپارید تا شبها
غم بی همزبانی را برای کوه کن گویم
بگویم عاشقم دیوانه ام مستم
نمیدانم کدامین درد و حال خویشتن گویم
از آن گمگشته ی من هم نشانی آور ای قاصد
که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم
تو می آیی به بالینم ولی آندم که در خاک
خویش آمدگویمت اما در آغوش کفن گویم
![]()
نوشته شده توسط کیوان در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 4:16 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

نویسنده.پسری شکسته
نام.غریب
نام پدر.سلطان غم
نام مادر.دریای غم
نام برادر.بی خیال
نام خواهر.دلواپس
سال تولد.سال نحس
ماه تولد.پاییز
شغل.گدای محبت
جرم.عاشق
عاقبت دیوانگی و بعد مردن
____________________
برای تو می نویسم ...
مینای من...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY