
با تو بودن ارزوم بود تو نخواستی دل ببازی
تو نخواستی عاشقونه واسه من رویا بسازی
تو نتونستی بفهمی عشق من قد یه دنیاس
دل ساده و غریبم حالا دیگه تک و تنهاس
لحظه لحظه عبوره لحظه جدائی من
لحظه سختی که داره می زنه تبر به این تن
لحظه رد شدن از دل لحظه تلخ سکوته
لحظه ای که توی دستش سند مرگ و سقوطه
به تو دستم نرسید و چشمامو اهسته بستم
حیف روزای قشنگی که به پای تو نشستم
با تو بودن دیگه رویاس یه خیال پر درده
کاش می فهمیدی عزیزم دل من هواتو کرده
مینای من...
نوشته شده توسط کیوان در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 13:20 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

نویسنده.پسری شکسته
نام.غریب
نام پدر.سلطان غم
نام مادر.دریای غم
نام برادر.بی خیال
نام خواهر.دلواپس
سال تولد.سال نحس
ماه تولد.پاییز
شغل.گدای محبت
جرم.عاشق
عاقبت دیوانگی و بعد مردن
____________________
برای تو می نویسم ...
مینای من...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY