ای همه پاک تر ز شبنم و گل!
آن دل گرم و مهربان تو کو؟
نه به ابری،نه آسمان،نه زمین
رفتی از دست من،نشان تو کو؟
ای پرستو!سفر بس است ،بیا!
آشیان،خالی و دلم تنگ است
از دل بی قرارو خسته ی من-
تا صبوری،هزار فرسنگ است
رفتی وآرزوی گمشده را
در امید محا ل،می پیچم
بی تو،شب های نا امیدی را
در هوای وصال می پیچم
به امید لبان گل رنگت-
بوسه های به لب نیامده را-
در "حریر خیال"می پیچم
نوشته شده توسط کیوان در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 19:16 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

نویسنده.پسری شکسته
نام.غریب
نام پدر.سلطان غم
نام مادر.دریای غم
نام برادر.بی خیال
نام خواهر.دلواپس
سال تولد.سال نحس
ماه تولد.پاییز
شغل.گدای محبت
جرم.عاشق
عاقبت دیوانگی و بعد مردن
____________________
برای تو می نویسم ...
مینای من...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY